تبليغاتX
فلسفه رسانه جمعی

شنبه پنجم خرداد 1386

زندگی و فضای سایبر

واژه سايبر از لغت يوناني Kybernetes به معني سكاندار يا راهنما مشتق شده است. نخستين بار اين اصطلاح "سايبرنتيك" توسط رياضيداني به نام نوربرت وينر Norbert Wiener در كتابي با عنوان "سايبرنتيك و كنترل در ارتباط بين حيوان و ماشين" در سال 1948 بكار برده شده است. سايبرنتيك علم مطالعه و كنترل مكانيزم ها در سيستم‌هاي انساني، ماشيني (و كامپيوتر ها) است.

سايبر پيشوندي است براي توصيف يك شخص، يك شي، يك ايده و يا يك فضا كه مربوط به دنياي كامپيوتر و اطلاعات است. در طي توسعه اينترنت واژه هاي تركيبي بسياري از اين كلمه سايبر بوجود آمده است كه به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:

فضاي سايبر(Cyberspace)، شهروند سايبر (Cybercitizen) ، پول سايبر (‍Cybercash)، فرهنگ سايبر (Cyberculture)، راهنمايي فضاي سايبر (CyberCoach) ، تجارت سايبر (Cyberbussiness) ، كانال سايبر (Cyberchannel) و ....

ممكن است از فضاي سايبر به عنوان نوعي آرمان شهر ياد كنند كه در آن هر نوع درخواست ارتباطي امكان پذير باشد. اما پرسش اين است كه چه كسي قرار است بر اين آرمان شهر حكومت كند؟ ما كاربران اينترنت تصور مي كنيم كه با حركتي موزون و آرام به درون اين آرمان شهر وارد خواهيم شد تا به مقاصد خلاقانه مان صورت واقع ببخشيم. درست همانطور كه به اينترنت وارد شديم. اما ديگراني هم هستند كه اين آرمان شهر را طراحي كرده اند. براي ورود به اين آرمان شهر، ديگران نيز خود را آماده كرده اند.

كاربران فعلي براي هر ساعت استفاده از اينترنت مبلغ كمي پرداخت مي كنند و از هر هزينه ديگر كاربري گله مندند و انتظار هم دارند براي هر كاربر، پهناي باند وسيع مورد نياز فراهم باشد. از سوي ديگر، صنعت رسانه اي مي تواند ترافيك ارسال و دريافت موجود را وارد اينترنت كند، ترافيكي باارزش ارسال و دريافتي بسيار بيشتر از پست الكترونيكي و مراجعه به سايت ها كه پهناي باند زيادي را طلب مي كند، كاربران فعلي تمايل دارند قيمت هاي معمولي را براي مراسلات بپردازند، در حاليكه صنعت رسانه اي هر چقدر لازم باشد پرداخت مي كند و البته هزينه ها را نيز از طريق مصرف كنندگان جبران مي كند.



از ديدگاه صرفا اقتصادي، انتظار مي رود منافع صنعت رسانه اي، قوانين خود را در مسير دستيابي به فضاي سايبر حاكم كند، درست مانند مالك زميني كه با سرمايه گذاري خود انتظار دارد كسي كه روي زمينش كار مي كند مبلغ بيشتري بپردازد، حال چه صحبت از خريد طيف ماهواره اي باشد يا قانون گذاران لابي كنند. (جيب هاي بدون ته مسير خود را پيدا مي كنند). با اين حال، ملاحظات اقتصادي، تعيين كننده ترين عامل وضع مقررات فضاي سايبر نيستند، بلكه ممكن است جنبه هاي سياسي مهم تر باشند. سلطه مداوم رسانه هاي جمعي بر نظام هاي توزيع اطلاعات، براي ايفاي نقش هميشگي رسانه ها به عنوان هدايت گر افكار عمومي، ضروري است. اين نقش، همان طور كه ديده شد، ماموريتي خطير در تداوم فرايند جهاني شدن و كنترل اجتماعي نخبگان به صورت عام است.


مسير نهايي يك تك ابر صنعت رسانه اي _ مخابراتي، زير نفوذ يك گروه شركت هاي بزرگ ادغام شده عمودي، دنبال كردن نيروهاي حيرت آور بين مجموعه شركت هاي مشترك براي ادغام شدن است. درحقيقت نظارت بر فضاي سايبر حكم فرما خواهد شد. اما خبر زير گوياي اين است كه مطابق الگوي جهاني گرا، نظارت به وسيله و براي شركت هاي بزرگ اعمال مي شود: بروكسل (رويتر)- يكي از مقامات عالي رتبه مخابراتي اتحاديه اروپايي، خواستار تدوين منشور بين المللي كنترل اينترنت و ساير شبكه هاي الكتروني شد. وي گفت: نقش اين منشور، تحميل مقررات جزئي نيست مگر در مواقع خاص (صور غيراخلاقي كودكان و شبكه هاي تروريست

.

اين مقام اتحاديه اروپايي افزود كه اين منشور توافقنامه هاي موجود و مورد مذاكره در سازمان جهاني تجارت و سازمان جهاني مالكيت هاي معنوي و اصول مورد توافق ساير طرف ها از قبيل گروه هفت كشور صنعتي را به رسميت مي شناسد.از ديدگاه اقتصادي، هدف اصلي انحصاري كردن، ايجاد بازار و فضاي «هرچه تيغمان بريد» است. بازاري كه در آن كالاها بدون در نظر گرفتن كالاهاي رقيب و با قيمت پايين تر، فقط بر اين مبنا كه «مصرف كنندگان انبوه براي اين كالا چقدر مي پردازند؟» تعيين قيمت مي شوند و اين الگوي بازاري است كه امروزه وجود دارد. براي مثال، در سينما و ويدئوكلوپ ها كه در آنها فيلم ها بر مبناي علاقه مصرف كنندگان و نه بر مبناي قيمت رقابت مي كنند، حق مولف بنيان اين شيوه عمل است و سازمان جهاني مالكيت هاي معنوي به سختي مشغول تهيه يك نسخه صنعتي از حق مولف براي فضاي سايبر است.شركت هاي بزرگ با يكديگر رقابت خواهند كرد، ولي رقابت آنان در حوزه هاي كسب محتوا، يعني ارايه موفق توليدات، سطح پوشش و گسترش قلمرو بازارشان خواهد بود. اين رقابت سرگرمي هاي تحريك كننده تري را براي مصرف كنندگان به دنبال دارد ولي به عنوان يك شهروند، خدمات كم ارزش تري به آنها ارايه مي شود، زيرا حوزه و پيام سرگرمي هاي آنها (و اطلاعات) محدود و در قالب منافع شركت هاي صنفي است.

قوانين سختگيرانه سازمان جهاني مالكيت هاي معنوي اصولا دلالت بر اين دارد كه هر مصرف كننده بايد به ازاي دريافت هر يا همه توليدات رسانه اي، پول بپردازد، ضبط برنامه ها روي نوار يا سي دي يا ارسال آن به ديگري غيرقانوني است و سازوكاري (شامل نظارت و تدارك فني وسايل ارتباط جمعي) براي اجراي موثر اين قوانين وجود خواهد داشت.

قررات مربوط به هتك حرمت، حق مولف و تصاوير غيراخلاقي با هم تركيب شده و فرهنگ اينترنت را در نهايت غيرقابل قبول مي سازند. براي مثال، تابلوي اعلانات به شكل باز وجود ندارد و نياز است ماهيتا كاركنان حرفه اي، موارد رسيده را از فيلتر بگذرانند تا احتمال تعقيب قانوني را از بين ببرند، درست مانند ويراستاران، دارندگان فهرست، ناخواسته تبديل به سانسورچي هايي مي شوند تا صحت و سقم اظهارات فرستندگان مطلب را تعيين كنند. به نظر مي رسد تقدير اين است كه در جهان باز غير اقتصادي امروز اينترنت مانند راديو شهروند آمريكا يا راديو و تلويزيون منافع عمومي در حاشيه قرار بگيرد و بدين ترتيب سلطه تجاري فضاي سايبر و سلطه صنفي جامعه را كامل كند.



قدرت مالكيت انحصاري، در محيطي بدون دخالت دولت، تبديل به قدرتي مي شود كه مقوله هاي خدمات را تعيين مي كند و قيمت گذاري ها را مطابق با اهداف سياسي يا اقتصادي مالكين انجام مي دهد.توانايي توزيع توليدات رسانه اي به ميزان منطقي در سطح مخاطبان فراوان كه هنوز جمع محسوب مي شوند، تبديل به توانايي تاسيس يك شركت رسانه اي رقيب مي شوند كه همانند سرمايه گذاري هاي بزرگ، فقط هزينه توليد داشته باشد. اين دقيقا همان وضعيتي است كه كارتل هاي رسانه اي از آن پرهيز مي كنند و جلوگيري از راه اندازي توزيع را همان كنترل توزيع مي دانند كه در مورد تلويزيون، پهناي باند كم به معني مجوزهاي پرهزينه است. در مورد فضاي سايبر، كارتل مي تواند كنترل سنتي توزيع را با تعيين خدمات و قيمت گذاري به گونه اي به دست آورد كه توزيع رسانه اي به طور مصنوعي پرهزينه شود و فقط در مقياس بزرگ با سرمايه گذاري بزرگ، به صرفه باشد.


نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 11:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386

پرسشنامه دانش‌سنجي، نيازسنجي و ايده‌آل‌سنجي نسبت به فضاي مجازي دانشگاهي

پرسشنامه دانش‌سنجي، نيازسنجي و ايده‌آل‌سنجي نسبت به فضاي مجازي دانشگاهي از طرف موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري، با هدف بررسي سطح شناخت، نيازها و ايده‌آل‌هاي دانشگاهيان، اعم از استادان، دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، در رابطه با فضاي مجازي طراحي شده‌است. اين پژوهش محصول کار جمعي محققين دانشگاه تهران مي‌باشد که با نگاهي کاملا کاربردي طراحي شده‌است و اميد مي‌رود که بازتاب گسترده‌اي بر ساخت "سازه‌‌ي مجازي دانشگاهي"  ايران داشته باشد. همکاري شما در پاسخ‌گويي دقيق و انعکاس ايده‌هايتان، نتايج مثبتي در طراحي فضاي دانشگاهي مجازي در فضاي ايراني خواهد داشت.

 برای پر کردن این پرسشنامه اینجا کلیک کنید

 

http://www.academia.ir/main/questionnarie.html

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 15:13 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386

این خبر مربوط به :شنبه اول اردیبهشت 1386 - 3 ربيع االثانی 1428 - 21 آوريل 2007 - سال شصت و چهارم -شماره 18780 روزنامه کیهان می باشد .

اروپا خواستار مذاكره شد اعتراف آژانس انرژي اتمي به آغاز غني سازي

 

اروپا خواستار مذاكره شد اعتراف آژانس انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران
در پي اعتراف آژانس بين المللي انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران، اروپايي ها خواستار مذاكره با تهران شدند.
به گزارش خبرگزاري هاي غربي، آژانس بين المللي انرژي اتمي در نامه اي محرمانه تاييد كرد كه ايران غني سازي اورانيوم در سطح صنعتي در نطنز را آغاز كرده است.
در اين نامه يك صفحه اي كه به امضاي «اولي هاينونن»، مدير كل آژانس رسيده، تاكيد شده است كه ايران ظرف دو ماه گذشته توانايي هاي خود را در زمينه غني سازي اورانيوم دوبرابر كرده است.در نامه مذكور همچنين تصريح شده كه ايراني ها تا ماه آينده 18مجموعه 164تايي (حدود 3000) سانتريفيوژ را در نطنز راه اندازي خواهند كرد.
خبرگزاري هاي رويترز، يونايتد پرس و فرانسه ضمن مخابره خبر فوق در روز چهارشنبه تلاش كردند تا ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي اورانيوم را نشانه ادامه بي اعتنايي هاي اين كشور به قطعنامه هاي غيرقانوني شوراي امنيت قلمداد كنند.
اين تلاش خبرگزاري هاي فوق در شرايطي است كه تا پيش از تاييد آژانس مبني بر ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي، آمريكا و چند كشور اروپايي به همراه رسانه هاي خود خبر موفقيت جمهوري اسلامي ايران در بعد صنعتي را يك بلوف دانسته و در آن تشكيك كرده بودند اما روزنامه «كامرسانت» روسيه در شماره اخير خود نوشت: اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران به راستي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم شده است.
اين روزنامه روسي افزود: انتشار سند داخلي آژانس، شك و ترديدهاي اخير در خصوص وارد شدن ايران به مرحله غني سازي صنعتي كه بشدت در رسانه هاي گروهي جهان مورد بحث قرار داشت را از بين برد. اين اظهارنظر آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده هسته اي ايران را وارد مرحله تازه اي مي كند.
به نوشته اين روزنامه، در اين بين روسيه در موقعيت دشواري قرار مي گيرد، چرا كه اعلام اخير مقامات ايراني مبني بر وارد شدن اين كشور به جمع كشورهاي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم را باور نكرده و در خصوص صحت ادعاي ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي استعلام نموده بود. اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران براستي داراي چنين توانايي شده است.

 

نگاه نقطه اي : در ساده ترين شكل ممكن اين است كه ايران به انرژي هسته اي دست پيده كرده است صرفنظر از اينكه ايران اين حق را دارد يا نه ؟ يا اينكه پيامدهاي اين كار در سطح جهاني چيست ؟ بدون توجه به جوانب كار تصميم بر انجام كاري شده است و كساني كه از اين نوع نگاه برخوردارند در اصل كاري را بدون توجه به تحليل هاي آن و اينكه بسنجند اين اقدام چه پيامدهاي  مثبت زيادي دارد يا پيامدهاي منفي دست به اين كار مي زنند و قدرت تحليل كردن و دسته بندي اولويت هاي جامعه را ندارند و اين را در سماجت و قاطعيت سران دولتي ايران در انجام اين كار مي شود را مي توان ديد و از طرفي كشورهاي مخالف اين كار با نگاه منفي به ايران به عنوان يك كشور تروريستي كه مي تواند خطري در منطقه باشد مخالف هر گ.نه اقدام هسته اي ايران هستند حتي اگر اين اقدام دولت ايران منجر به يك سري فعاليت هاي صلح طلبانه شود . در نگاه نقطه ايفرد نمي تواند ميدان ديد خود را وسعت ببخشد و قادر به ديدن مسافت اندكي از ميدان ديد خود است .

نگاه خطي: كساني كه اين پروسه را طي مي كنند تا به سر منزل مقصود برسند برايشان متغيرها مهم هستند . كه در اين خبر متغيرهاي اين نگاه توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم است كه از جانب روزنامه هاي مختلف به نحوي خاص مورد توجه قرار گرفته است .و هركس با توجه به نوع رابطه خود قضيه را درك مي كند و اسنباط مي كند مثلا خبرگزاري هاي رويترز يونايتد پرس و فرانسهد اين كار را غير قانوني اعلام كرده اند و خبر موفقيت ايران در بعد صنعتي را يك بلوف سياسي دانسته اند و قدرت مواز يبا آنها يعني روسيهخ اين خبر را تاييد كرده است و بر قدرت ايران در اين زمينه صحه گذاشته است.چرا كه برخي از منافع روسيه و. ايران با يكديگر مخلوط شدنه است در صورتي كه كشوري مثل آمريكا منافعش در به انزوا كشيدن ايران است و طبيعي است كه نوع نگاهش به اين نوع فعاليت ايران نگاه مغرضانه و بدور از عمق و ريشه است و نگاه خطي نگاه هاي موازي و مغرضانه وجود دراد و خبرهايي كه با يكديگر همپوشاني ندارد مانند اتفاقي كه در نوع خبررساني كشورهاي غربي و روسيه رخ داده است.   

نگاه سطحي:نگاه سطحي به معناي سطحي نگاه كردن نيست بلكه آن چه در حال وقوع است بدون توجه به ريشه ها و حواشي موضوع قابل اهميت است.در اين خبر غني سازي اورانيوم باعث درگيري و بحران براي ايران و ساير كشورهاي درگير در اين ماجرا شده است.كه اين بحران زا موضع جبهه گيري افراد و روزنامه نگاري هاي جناح هاي مختلف قابل مشاهده است.اين بحران نه تنها ايران را در مقابل كشورهاي غربي قرار داده بلكه باعث شده اين كشورها و روسيه به عنوان قدرتهاي برگزيده  شرق و غرب رو دروري هم قرار گيرند و در برخي مواقع تضاد و تناقض ديدگاهها پاره اي مشكلات را براي هر دو گروه فراهم كرده است.

 

نگاه حجمي: اين نوع نگاه نگاه عميق تر و متفاوت تري به موضوع دارد فارغ از نياز ايران و بحران هايي كه ايجاد شده است.در اين نگاه ابتدا سنجيده مي شود كه آيا در شرايط كنوني ايران وجود انرژي هسته اي نياز مي شود؟آيا تمام حقوق مسلم ايرانيان ادا شده است؟آيا هنوز نيروگاههاي اتمي بوشهر به بهره برداري رسيده كه به سراغ انرژي هسته اي رفته اند؟آيا اعاده اين حق آن قدر ارزش دارد كه باعث ايجاد چنين بحران ها ومشكلات عديده اعم از اقتصادي يا سياسي براي ايران شود يا خير؟

نگاه حجمي به اخبار رسانه ها زماني اعتماد مي كند كه به دلايل انتشار اين اخبار پي ببرد و به آساني در مسير اضطراب هاي ناشي از اين اخبار متناقض در سطح جهاني قرار نمي گيرد.در نگاه حجمي نگاه خيلي خوش بينانه اي نسبت به اين ارقام در زمينه فعاليتهاي هسته اي ايران وجود ندارد و تا به يك منبع موثق دسترسي نداشته باشند نگاه كنجكاوانه و جستجوگر صاحب اين نگاه را تحت تاثير خود قرار نمي دهد.در اين نگاه نه به اخبار كشورهاي غربي تمايل دارند .ايران همواره به عنوان كشور عقب مانده  و تحت سلطه بماند مي شود اعتماد كرد چرا كه بسيار مغرضانه به موفقيت ايرانيان نگاه مي كند و نه به روسيه كه رقيبي براي كشورهاي بلوك غرب است و گاهي به خاطر حفظ منافع خود تمايل نشان مي دهد تا اخبار موجود در مورد غني سازي اورانيوم در ايران را تاييد كند.صاحبان اين نوع نگاه به جز تحليل هاي خودشان كه  بر اساس وضع و شرايط موجود داخل كشور است شايد هرگز نتواند به منبع موثق دست يابند چراكه دولت ايران هرگز با مردم خود صادق نيست و اخبار مربوطه را آن گونه كه هست در اختيار مردم قرار نمي دهد.

 

 

نگاه فراحجمي:نگاهي است فرا زماني كه با توجه به ريشه و تاريخ و پيشينه صورت مي گيرد.اگر تاريخ روابط كشورهايي مثل آمريكا فرانسه و روسيه را با ايران در طي سالهاي گذشته نگاه كنيم مي بينيم كه اين همه كشمكش البته اگر بي كفايتي ديپلماتهاي ايراني را كنار بگذاريم عميشه در رذوابط آنها بوده است.امريكا به دليل اينكه محاسباتش در مورد انقلاب ايران درست در نيامد و به هدف خود نرسيد همواره در حال سنگ اندازي بر سر راه ايران است .يعني حتي اگر ايران طبق ميل آمريكا پيش برود باز هم بهانه اي در راه است و روسيه از آنجا كه به عنوان همسايه قدرتمند ايران قلمداد مي شود برخي منافعش در خاك ثروتمند ايران مي يابد و ايران نيز برخي منافعش را در حمايت كشور همسايه قدرتمند خود مي بيند و بسياري از معاملات ايران و روسيه گواه اين ادعا است كه ايران حتي بخشي از شهرهاي خود را بخشيد تا از برخي حمايتهاي روسيه برخوردار شود و دعوا و كشمكش ايران و روسيه و اين كشورها چيزي فراتر از غني سازي اورانيوم در ايرا ن است.

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 14:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم اردیبهشت 1386

فیلم 300

"این نبرد سرآغاز دموکراسی در جهان بوده است!

 

درباره 300

 

300 فيلمي تاريخي و تخيلي بر گرفته از رمان کميک با همين عنوان ، نوشته "فرانک ميلر" (نويسنده داستان شهر
گناه) مي باشد.
فیلم «300» به تهیه‌کنندگی «فرانک میلر»، «دبوراه اسنایدر» و «کرایج.جی.فلورس» به کارگردانی «زاک سنایدر» ساخته شده است. در این فیلم  بازیگرانی چون «جرارد باتلر»، «لنا هیدی»، «مایکل فسنبدر»، «وینسنت ریگان» و «دومنیک شوست» ایفای نقش می‌کنند.
«زاک اسنایدر»، کارگردان‌ها‌لیوودی در فیلم جنگی، تاریخی «300» تلاش کرده تا روایت تاریخی مبارزه خشایارشاه اول، پادشاه ایران با «لئونیداس»، شاه اسپارت را به تصویر بکشد.


داستان این فیلم که به شکل اغراق امیزی سعی شده تا با استفاده از جلوه‌ها‌ی ویژه و به تقلید از تکنیک فیلم‌ها‌ی مشهور اخیر ساخته شود، عبارت است از جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل ( گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته -
Oyete
- و خلیج مالیک ). جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشاه ایستادگی کنند... اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روایت هرودوت از تاریخ، این 300 اسپارتی توانستند جلو لشگر عظیم خشایارشاه به مدت 3 روز مقاومت کنند.

در ساخت این فیلم فاصله داستان تا واقعیت به حدی زیاد است که حتی خشایار به صورت یک پادشاه آفریقایی به تصویر کشیده شده است!

 

عده‌ای از روزنامه‌نگاران این فیلم را با نبرد حال حاضر آمریکا در جهان مقایسه کرده‌اند و گروهی از آنان خشایارشا را نماد جورج بوش و ارتش ایران را نماد ارتش آمریکا می‌دانند که اکنون در سراشیبی انحطاط قرار گرفته است. جالب آنکه گروهی دیگر نظری کاملا متفاوت دارند و معتقدند پادشاه اسپارت، لئونیداس، نماد جورج بوش است و ارتش ایران، تروریست‌هایی هستند که آمریکا جوانمردانه در حال مبارزه با آنهاست.
نکته‌ای که این فیلم را جنجالی‌تر می‌کند اینست که بودجه این فیلم تماما از طرف دولت آمریکا تامین شده است. این در حالی است که غالبا فیلم‌های هالیوود با سرمایه‌های خصوصی ساخته می‌شوند و نه دولتی.

 

در 300 جز بازيگران هيچ چيز واقعی نيست. همه چيز به شيوه کامپيوتری(virtual studio) که در آن بازيگران در مقابل پرده آبی بازی می‌کنند و از آنها فيلمبرداری می‌شود ساخته شده‌است. فضای پس زمينه نيز بعدا به کمک تکنيک CGI به فيلم اضافه شده‌است. از اين نظر 300 بيشتر به ويدئو گيم‌هايی شبيه است که برای بازی پلی استيشن طراحی شده‌است

اين فيلم و فيلم‌هايی از اين دست ساخته می‌شوند که توقعات و انتظارات ما را از سينما دگرگون سازند، همينطور روش‌ها و قواعد فيلمسازی و صنعت سينما را. بنابراين انتظار ديدن فيلمی رئاليستی با شخصيت‌ها و رويدادهای کاملا واقعی در اين نوع سينما، انتظار بيهوده‌ای است. تنها با قواعد و منطق خاص اين نوع فيلم بايد با آن مواجه شد و به ارزيابی آن نشست. اما از سوی ديگر فيلم 300 تفاوت عمده‌ای با ديگر محصولاتی دارد که به اين شيوه ساخته شده‌اند و آن اين است که 300 فيلمی حماسی و تراژيک است و بر اساس الگوها و قواعد پذيرفته شده و کلاسيک اين ژانر حرکت می‌کند. يعنی مثل همه تراژدی‌های کلاسيک بر مبنای تضاد بين خير و شر بوجود آمده و بنابراين فانتزی بودن آن سبب نمی‌شود که قواعد دراماتيک را ناديده بگيرد.

فیلم 300
 اکثر صحنه هاي اين فيلم دراستوديو و با پرده آبي فيلم برداري و سپس با جلوه هاي ويژه کامپيوتري بازسازي شده تا با اصل کتاب مطابقت کند
. این فیلم پايه‌های داستان خود را بر روايت تاریخی هرودوت بنا می‌کند. با این تفاوت که تعداد نفرات ارتش ایران در این فیلم یک میلیون نفر است. گذشته از نکات تاريخی، آزاردهنده‌ترين تصاویرفیلم 300، تصاویرارائه شده از ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند وحشی‌ ،نفرت‌انگيز،خودکامه ، زورگو ، بی‌خبرازمفاهيم آزادی ، ابله و فاقد انسانیت که نه تنها باید در برابر آنها دفاع کرد بلکه باید آنها را از بین برد و این کار توسط یونانیان انجام می شود، انسان هایی تنومند، خوش‌صورت، سفیدپوست، با چهره‌هایی کاملا اروپایی ، فداکارو آزادی طلب که با رشادت و جوانمردی و بهره‌گیری از آموزش‌های نظامی و گروهی بدون هرگونه امکاناتی به جز سپر، نیزه و شمشیر در برابر سپاهی عظیم ایستادگی می‌کنند. سپاه دشمن که پارسی  نامیده می‌شود، از سربازان و بردگان صد ملت تشکیل شده است.

سربازان عادی‌ ارتش ایران لباس‌های سفید به تن دارند و با کلاه و دستار، سر و صورت خود را پوشانده‌اند( شبیه لباس اعراب). این سربازان بسیار ضعیف و بی‌عرضه ترسیم شده‌اند و در طول فیلم حتی یک سرباز یونانی نیز به دست آنان کشته نمی‌شود.

گروه دیگر ارتش پارس را سربازان سیاه‌پوشی تشکیل می‌دهند که "جاوید" نامیده می شوند،با ماسک‌های فلزی بر صورت که چشم و دهان آنها خالی است و با دو شمشیر که به صورت ضربدری در پشت خود قرار داده‌اند، بیشتر به جنگجویان چینی و سامورایی شبیه اند. با چهره ای ترسناک که نماد ی ازشیطان به نظر می‌آیند. آنها محافظان و سربازان ویژه خشایارشا هستند که آموزش‌های ویژه نظامی دیده‌ و بسیار ورزیده‌اند. وبا این وجود از مقابله با سربازان اسپارت نا توانند و درطی چندین روز نبرد تنها موفق میشوند یک یا دو نفر از یونانیان را از پا درآورند.

سپاه ایران به انواع وسایل و امکانات عجیب و غریب مجهز است. کرگدن‌های غول‌آسا، دیو، حیوانات اسطوره‌ای و... . با این وجود تمام این امکانات در برابر یونانیان بهکار نمی آید. سربازان ارتش یونان از هر نبرد بدون دادن هرگونه تلفاتی سر بلند بیرون می آیند.

تصویری که از دخترهای مورد نظر خشایار شاه می‌بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید. از آن طرف درست در صحنه‌ بعدی زن زیبای شاه لئونیداس را می‌بینید که در غیاب شوهرش به هر دری می‌زند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همین‌طور ترتیب این صحنه‌ها خیلی حساسیت برانگیز است.


تا اینکه سرانجام یک روستایی یونانی که از معلولیت رنج می‌برد و به او اجازه شرکت جستن در ارتش را نداده‌اند به نزد خشایارشا رفته و راه دور زدن و محاصره اسپارت‌ها را به شاه ایران می‌گوید و این اقدام سرانجام منجر به محاصره یونانیان و شکست آنها می‌شود. این فیلم ازبسیاری جهات نژادپرستانه به نظر می‌رسد. در این فیلم اسپارت‌ها(یونانیان) نماد سفیدپوستان اروپایی هستند که به آزادی ، دموکراسی ،وطن‌پرستی و جنگ‌آوری معتقدند،زن‌ها را محترم شمرده و به بنیاد خانواده احترام می‌گذارند.

در سوی دیگر میدان، پارس‌ها(ایرانیان) هستند. افرادی از قومیت‌ها و نژادهای مختلف، معلول و هم‌جنس‌باز، پلید و بد طینت،  با چهره های سیاه‌پوست یا خاوردوری و علاقه مند به طلا و جواهرات تا آن حد که تمام صورت و بدن خود را با حلقه‌ها و زیورآلات تزئین کرده‌اند. انگار این سپاه محلی است برای جمع‌شدن اقلیت‌هایی که سال‌هاست در جامعه آمریکا  مورد تبعیض قرار گرفته‌اند.

 

موسيقي فيلم

 

این فیلم از صدای اعظم علی، موسیقی‌دان ایرانی مقیم آمریکا، در ساخت قسمت‌هایی از موسیقی فیلم استفاده شده است.موسيقي فيلم كاملاً بي‌هويت است. بخشي از آن حماسي است و بخشي از آن هم موسيقي هاردراك آمريكايي است كه اين موسيقي در زمان حمله اسپارتي‌ها به ايران پخش مي‌شود و كاملاً معلوم است كه منظور از اين ارتش، آمريكا است، چون موسيقي هاردراك كاملاً در سراسر جهان شناخته شده است.ولي با اين اوصاف نمي توان از جذابيت موسيقي فيلم چشم پوشي كرد، موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه‌هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند و مخاطب را محسور كند که فروش فوق‌العاده‌اي را براي سازندگانش در پي داشت. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تأثير زيادي گذاشت.

ساختار فيلم

به نظر منتقدين اين فيلم به لحاظ ساختاري و تكنيكي از كيفيت بالايي برخوردار است ، به گونه اي كه در چند سكانس اول فيلم اين حس را به مخاطب القا مي كند كه بي شك جايزه بهترين كارگرداني را خواهد برد . لباسهااي كه بر تن ايرانيان است و يا نوع خاص ظاهر سپاه ايران كه از صورتشان چيزهاي عجيب و غريبي آويزان است  به فيلم بسيار جذابيت داده است ولي اين جذابيت ها براي مخاطبان آسيايي و ايرانيان تحت الشعاع متن توهين آميز و تحريف گونه آن قرار گرفته است به طوريكه مانعي شده است براي اين دسته از مخاطبان كه از اين جلوه هاي بصري لذت ببرند.

 

 

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 13:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

مقدمه

در بطن اكثر موسيقي مردم پسند ،تنش بنيادي بين خلاقيت در ساختن موسيقي و ماهيت اقتصادي توليد فراوان و توزيع آن وجود دارد(فريث فصل 1:1983)

در موسيقي مردم پسند،تقابل بين هنر و تجارت در استفاده گسترده از واژه پاپ و راك ان رول خود را نشان مي دهد.

 

پاپ هيچ وقت در بطن فكري حضور ندارد و پذيرفته است تا به لذت جويي هاي لحظه اي پاسخ دهد و چهره زيبا و خوشايندي از خود رائه نمايد(هيل 8 :1986)

در اصل مي توان گفت كه موسيقي پاپ آميزه اي است از سنتهاي موسيقايي ،سبك و تاثيرها كه عنصر مشترك آنها عبارت است از شكل گيري با اجزاء قوي ريتميك و در كل وابستگي به تقويت الكترونيكي.

ويژگي بارز ديگر اين موسيقي اجتماعي – اقتصادي بودن آن است :توليد انبوه آن براي توده ها خاصه جوانان

مهمترين مسئله اي كه منتقدان فرهنگ موسيقي مردم پسند آن را وسيله اي براي نقد و بي ارزش جلوه دادن آن به كار مي برند استفاده از مفهوم هنر  والا و اصيل در مقابل اين فرهنگ است .(آدورنو،1986)

روش تحقيق

در اين تحقيق بر آنيم تا  از روش كيفي براي مطالعه ترانه هاي موسيقي بنيامين بهادري استفاده كنيم تا در نهايت به مفاهيم و مضامين موجود در اشعار پي ببريم.در ادامه نيز به بررسي ادبيات مردمي در موسيقي پاپ مي پردازيم.

تكنيك هاي مورد استفاده در اين تحقيق با استفاده از تحليل  نشانه شناختي سوسور انجام مي شود

تحليل نشانه شناسي بر اساس آموزه هاي سوسور در سه سطح انجام مي شود:

مشخص كردن دال – مدلول؛ كه بر اساس نظر سوسور كليتي است ناشي از پيوند بين دال و مدلول كه در نهايت به خوانش مفايهم دورن شعر مي انجامد.

تحليل همنشيني؛دال هايي كه به صورت متوالي دريك بخش از متن قرار گرفته اند تا مفهومي را برسانند مشخص و معناي آن گفته مي شود.

تحليل محورهاي جانشيني؛در متن بايد به تقابل  دال هايي كه مي توانند جانشين دال موجود شوند و حضور ندارند توجه شود.

در نهايت مي توان با قرار دادن سه مرحله فوق دركنار هم به مفهوم نهفته درون ترانه ها پي برد.

عموم ابوالفضل یه پهلوونه

دستاش قشنگه قدش بلنده

تا آسمونه یه پهلوونه

ما تشنمونه خدا می دونه

که این فقط کار عموی پهلوونه

می گن که عباس دلش یه  دریاس

چشم امید ما همه به مرد مرداس

به دست سقاس به دست عباس

چشمای اون قشنگن مردم باهاش یه رنگن

همش می گن ابوالفضل اونهایی که دلتنگن

تو اوج ناامیدی بالاترین امید

همیشه اسم عباس واسه قفلها کلیده

عموم نگاهش نگاه شیره

عموم عموم عموم دلیره

با اون نگاهش جون دشمن و می گیره

چشمای اون قشنگن مردم باهاش یه رنگن

تو اوج ناامیدی بالاترین امید

دال                       مدلول                         وحدت دال و مدلول

پهلوان                   قهرمان                 کسی که از نظر جسمی دارای قدرت است

تشنگی                 عطش آب اشتن                  نیاز به یک نجات دهنده

دل دریا داشتن         دل به وسعت دریا داشتن        شجاع دلی

چشم امید              نگاه منتظر                          انتظار کشیدن

مردم باهاش یرنگن     مردمی                مردم از او حمایت می کنند و دوستش دارند

مرد مردا                  قدرت نهایی                           پیشوا

دلتنگ                    ناراحت و غمگین                   به یاد آوردن آن دورمانده

کلید قفلها              راه حل                              مشکل گشا

نگاه شیر                 دلیر                                  قدرتمند و شجاع

جان گرفتن              کشتن                               فنا کردن شر و بدی

 

تحليل جانشيني

پهلوان                   ضعیف

قشنگی                   زشتی

بلندی                      کوتاهی

تشنگی                   سیرابی

مرد                        زن

یک رنگی                 چند رنگی

شیر                       موش

دشمن                     دوست

نا امیدی                   امید

با توجه به این واژه های دوقطبی ما با دو نیروی خیر و شر و مردمی روبروییم که مقابله این دو نیرو را به نظاره نشسته اند. آوردن واژه های پهلوانی, قشنگی, مردی, یک رنگی در مقابل دشمن , نا امیدی جان گرفتن گویی این نیرو مردمی همه شرها را به مبارزه می طلبد

شاعر با استفاده از مفاهيم قابل درك براي عامه مردم مانند يك رنگ با مردم،پهلوان،شير مرد ،دريا دل و ... قصد دارد تا شخصيت اسطوره اي حضرت ابا الفضل را براي مردم قابل لمس كند.

 نتيجه گيري

ادبيات مردمي جايگاه ويژه اي در جوامع دارد.استراوس معتقد است كه فرهنگ ها براي ازبين بردن تضادهاي بنياديني كه نطفه ساختارهاي اجتماعي را به خطر مي اندازندو براي معنا كردن تجربيات اجتماعي در جهت ارائه درك مشتركي اززندگي و منش فرهنگي در همه اعضاي جامعه رويات پردازي مي كنند.(مير فخرائي،1380)

اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل است كه هيچ كس فكر نمى كند توان عاشق  شدن داشته باشد و حالا هم كه عاشق شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى كنند. آن آدم ديگر يك  سال و ده  ماه و دو روز است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى خواهد بگويد دوستت دارم، زبانش مى گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم هاى عجيب و غريبى كه ترحم برانگيز هستند و خيلى ها با آنها در ترانه هاى بنيامين همذات پندارى مى كنند. در صدايى كه انگار مرثيه گويى مى كند و نوحه مى خواند، همچنان كه پيش از اين خوانده بود: بوى سيب و حرم حبيب و...

پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ در ماه هاى محرم و صفر بر شيشه ويترين ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى  كند و چهره خواننده با «محاسنش» صدايى را يادآورى مى كند كه مناسب نوحه خوانى است: بوى ياس و حرم عباس و...
آلبوم او با نام
۸۵ يك باره مجوز مى گيرد و به صورت وسيع تكثير، پخش و خريده مى شود. انتشار ناگهانى آن، فروش بالايش، پخش سريعش و همه گير شدنش خيلى ها را شوكه مى كند. بنيامين بهادرى چهره موسيقى پاپ ايران در سال ۱۳۸۵ مى شود، با آلبوم ۸۵. آهنگ هاى او را حتى اگر نخواهى بشنوى، به گوشت مى رسد.

منابع

 

n      جلائي پور،حميد رضا،1381،جامعه شناسي جنبشهاي اجتماعي،انتشارات طرح نو

n      زند باف،حسين،1379،جامعه شناسي هنر،گنجينه فرهنگ

n       مير فخرائي،تژا،1380ادبيات عامه پسند و گفتمان فرهنگي،جلد پنجم،انتشارات آرون

n   كوثري ،مسعود،1383،نشانه شناسي موسيقي پاپ،فصلنامه تحقيق فرهنگي-سال هفتم-دوره جديد-شماره بهار 82

 

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 16:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم اسفند 1385

نظریه شناخت فيلم يك بوس كوچولو

فرشته مرگ كه خود واژه اي متناقض نماست، چرا كه فرشته معناي متداعي سفيد را به همراه دارد و مرگ معناي متداعي سياه، در بافت فيلم رنگ مي بازد و سفيد و سياه لباسي مي شوند بر تن او. چنانكه فرشته همچنان زيباست و با تغيير رنگ لباسش، چهره اش تغييري نمي كند. در نتيجه، سياه و سفيد بودن ديگر در تقابل با هم قرار نمي گيرند و نشانگر خوبي و بدي نيستند، بلكه اشاره به آسان پذيري يا دشوار پذيري مرگ دارند كه اين تعبير، مي تواند به عنوان نماد و يا تغيير كاركردي واژه تلقي شود. فرشته سفيد پوش وقتي بر گونه شبلي مو سفيد بوسه مي زند، پيوند ميان مرگ و زندگي اش را قطع مي كند. بوسه نيز از ديگر واژگاني است كه تغيير كاركردي پيدا كرده و به نمادي كليدي بدل مي شود.

حال عنوان «يك بوس كوچولو» ديگر در تقابل با «يك بوس كش دار» قرار مي گيرد و آسان پذيري قطع پيوند زندگي و مرگ، در مقابل دشوار پذيري آن با بوسه اي كش دار مطرح مي شود. شايد اگر به ديالوگي در فيلم برگرديم، كوتاه بودن مدت زمان بوسه را دليل بر عدم وابستگي به زندگي مادي بدانيم، چنانكه راننده تاكسي محمدرضا سعدي را به عنوان فردي آلوده به گناه به صورت تلويحي محكوم به يك بوسه كش دار مي داند! در تعبير بوسه كش دار كه از تقابل معنايي با كوچولو برمي آيد، حسن تعبير (euphemism) به كار رفته، به طوري كه نابهنجاري و فرض سياهي آلودگي به گناه از ميان مي رود. همينجاست كه نتيجه مي گيريم، بر خلاف تصور راننده تاكسي، آدم هاي اين فيلم سياه و سفيد نيستند، بلكه تعبير آنان از مرگ سياه يا سفيد است. شبلي مرگ را سفيد و سعدي آن را سياه مي بيند.

از ديگر نكات قابل به ذكر، نمادسازي داستاني است كه ابتدا در سطح واقع گرايانه و از اواسط در سطحي فراواقعي ساخته مي شوند. قناري مرده دربرابر نمرده، شكر در برابر تلخي، چاي شيرين در برابر ترياك درون چاي براي خودكشي و غيره نشانه هايي هستند كه در همنشيني با شخصيت نااميد شبلي قرار مي گيرند. قناري ظاهرا مرده كه زنده مي شود، براي شبلي نشانه اي است از اميد به زندگي. فرشته مرگ همه قوطي شكر شبلي را قرض مي گيرد و شبلي همه آن را مي بخشد و تلخي ترياك درون چاي را ترجيح مي دهد و قرص هايي كه امكان پيوند او با زندگي را حفظ مي كنند،‌ دور مي اندازد. سعدي قهوه اش را با شش قاشق شكر مي خورد، چهره زندگي براي او به زيبايي چهره زنان است و از ترس فراموش كردن آن (به دليل ابتلا به آلزايمر) به زادگاه خود برمي گردد. او از مرگ مي هراسد و فرشته مرگش با لباس سياه به گونه او بارها و بارها بوسه مي زند. فيلم با حركت قلم بر كاغذ آغاز و پايان مي يابد، و بدين گونه ورود يك ساخت درونه اي داستاني به داستان ديگر شكل مي گيرد. اين داستان درونه اي، «نبش قبر» نام دارد كه با تمام شدن فيلم، حركت موازي موضوع دو داستان يكي با ساخت شامل و ديگري با ساخت درونه اي به پايان مي رسد. در داستان نبش قبر، كمال در تناقض با نام خود به نبش قبر پدر زنش مشغول مي شود و در انتها نفس او زير دست مرده بند مي آيد. در اين داستان درونه اي نيز تعلقات مادي و سيري ناپذيري انسان نمايش داده مي شود. نقاط تلاقي اين دو داستان موازي (برخلاف منطق و موافق با انتزاع) نشان دهنده تفاوت فرهنگي قشر بازاري و روشنفكر است و در عين حال مؤلفه هاي معناي مشترك ميان اين دو قشر كه تعلقات مادي بوده، كمال را در جايگاه اجتماعي خود به سعدي در جايگاه اجتماعي خود در حوزه معنايي به خصوصي نزديك مي كند، چنانچه كمال به حرص پول (نشانه مادي) و سعدي به علت جاه طلبي (نشانه مادي) در دو قضيه منطقي جداگانه قابل مقايسه مي شوند. ورود شخصيت هاي داستاني شبلي (حاشيه) به متن اصلي داستان باعث تقابل و تشايه هاي مؤلفه اي شخصيت هاي دو داستان مي شود.عنوان «يك بوس كوچولو» و «نبش قبر» در بافت فيلم در راستاي يكديگر قرار دارند. واژه بوس و كوچكي آن در كنار يكديگر با توجه به ويژگي انسجام متن به تعبير ديگري راه باز مي كند كه نبش قبر نيز به دليل همين ويژگي كاركردي، در يكي از تعابير خود هم شمول با بوس کوچو لو می شود.   
نبش (بازشدن) + قبر (دفن كردن، مرگ) = باز شدن راهي براي مرگ (سخت).
بوس (از سوي فرشته مرگ) + كوچولو (آساني) = راهي به سوي مرگ آسان.
معناي نهايي اين دو عبارت از جمع معناي تك تك واژگان آن حاصل نمي شود و با آشنايي زدايي زباني، معناي نهايي اين دو داستان در راستاني يكديگر قرار مي گيرند.

انتخاب عنوان داستان اصلي (فيلم) به نام «يك بوس كوچولو» از دو خصيصه مخاطب محوري و بافت محوري برخوردار است. بوس كوچولو به دليل پيش فرض هاي مخاطب، فيلمي عاشقانه و در رديف طبقه اجتماعي فيلم گيشه پسند جاي مي گيرد كه موفق مي شود بيش از نيمي از مخاطبان اين طبقه را به سالن سينما بكشاند. اما نام بهمن فرمان آرا و همچنين دقت در انتخاب ساختواژه «يك بوس كوچولو» مخاطب خاص را نيز به ديدن فيلم فرا مي خواند، چرا كه اين فرض پيش مي آيد كه چرا نگفته يك بوسه كوچك. انتخاب كوچولو كه واژـ گونه اي از صورت واژي «كوچك» است، دلالت بر انتخاب دقيق عنوان فيلم دارد و با ديدن فيلم، بافت محوري «يك بوس كوچولو» باعث تكثر تعبير معنايي آن به تعداد مخاطبان مي شود.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 12:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم اسفند 1385

ویستا جایگزینی برتر


در حالي كه روز به روز دنيا به زمان عرضه نهايي سيتم عامل جديد شركت "مايكروسافت" با نام "ويندوز ويستا"، نزديك مي‌شود اين سوال مطرح مي‌گردد كه چرا مايكروسافت ، ويستا را جايگزين ايكس پي مي‌كند.
بايد در نظر داشت كه در حال حاضر برخي از كارشناسان هر از چند گاهي حفره‌هاي جديد امنيتي را در ايكس پي كشف مي‌كنند كه شايد راز عمده اين تغيير ويندوز از سوي مايكروسافت باشد.
با توجه به انچه گفته شد بسياري از كارشناسان رايانه‌اي عقيده دارند ويژگي‌هاي مثبت و قابليتهاي گسترده سيستم‌عامل ويستا دليل خوبي براي جايگزين كردن نسخه‌هاي قديمي‌تر "ويندوز" با "ويندوز ويستا" است كه در نهايت پاييز پيش

در حالي كه روز به روز دنيا به زمان عرضه نهايي سيتم عامل جديد شركت "مايكروسافت" با نام "ويندوز ويستا"، نزديك مي‌شود اين سوال مطرح مي‌گردد كه چرا مايكروسافت ، ويستا را جايگزين ايكس پي مي‌كند.
بايد در نظر داشت كه در حال حاضر برخي از كارشناسان هر از چند گاهي حفره‌هاي جديد امنيتي را در ايكس پي كشف مي‌كنند كه شايد راز عمده اين تغيير ويندوز از سوي مايكروسافت باشد.
با توجه به انچه گفته شد بسياري از كارشناسان رايانه‌اي عقيده دارند ويژگي‌هاي مثبت و قابليتهاي گسترده سيستم‌عامل ويستا دليل خوبي براي جايگزين كردن نسخه‌هاي قديمي‌تر "ويندوز" با "ويندوز ويستا" است كه در نهايت پاييز پيش رو به بازار مي‌ايد و اين ويژگي‌ها را در ده مورد عمده مي توان خلاصه كرد.
سيستم‌عامل جديد "ويندوز ويستا" داراي نكات مثبت فراواني است كه شايد ذكر همه آنها به صورت يكجا ممكن نباشد اما از نكات مثبت مهم اين سيستم عامل مي‌توان به ‪ ۱۰‬مورد زير اشاره كرد:
‪- ۱‬ضريب امنيت بالا: به رغم آنكه شركت مايكروسافت تلاش كرد با انتشار مجموعه اصلاحي و به روزكننده "سرويس پك ‪ "۲‬براي "ويندوز اكس‌پي" اين سيستم‌عامل را از لحاظ امنيتي به حد قابل قبولي برساند، اما حتي ضريب امنيت "ويندوز اكس پي" مجهز به "سرويس پك ‪ "۲‬نيز با ضريب امنيت "ويندوز ويستا" قابل مقايسه نيست.
برخورداري از يك ديوارآتش (فايروال) قدرتند و دو طرفه كه اطلاعات ورودي و خروجي از رايانه را بررسي مي‌كند، فن‌آوري "ويندوز سرويسز هاردنينگ" كه از اجرا شدن مخفيانه كدهاي مخرب در رايانه و تغييرات ناخواسته تنظيمات سيستم‌عامل جلوگيري مي‌كند، رمزنگاري تمامي اطلاعات موجود در هارد ديسك رايانه به منظور جلوگيري از سوء‌استفاده از اطلاعات شخصي كاربران، فن‌آوري "يوزر اكاونت پروتكشن" به منظور محدود كردن اختيارات امنيتي كاربر با هدف حفاظت از رايانه، تنها بخشي از توانمندي‌هاي جديد امنيتي سيستم‌عامل "ويندوز ويستا" هستند.
‪- ۲‬برخورداري از اينترنت اكسپلورر ‪ :۷‬مايكروسافت با تقليد از مرورگر محبوب "فايرفاكس" تلاش كرده‌است نگارش جديد "اكسپلورر" را به قابليتهايي نظير مشاهده چند وب سايت در يك پنجره مرورگر(‪ ،(Tab Browsing‬مديريت بهتر ويژگي‌هاي امنيتي، امكان شناسايي وب سايتهاي مشكوك به حملات "فيشنگ" و جلوگيري از دانلود و اجرا شدن كدهاي مخرب از اينترنت بدون آگاهي كاربر، مجهز كند.
‪- ۳‬كيفيت گرافيك بسيار بالا: شركت مايكروسافت براي نخستين بار كيفيت گرافيك سيستم‌عال "ويندوز" خود را به حد بالايي رسانده‌است. در "ويندوز ويستا" محيط گرافيكي زيبايي به نام "ايرو گلس"(‪ (Aero Glass‬وجود دارد كه فعال كردن آن تصاوير متحرك، جلوه‌هاي سه‌بعدي و تصاوير شفاف
(‪ ،(Transparencies‬آيكن‌ها و پنجره‌هاي شفاف را به ارمغان مي‌آورد و نه تنها ظاهر "ويندوز" را دگرگون مي‌كند بلكه كار كردن با آن را نيز بهبود مي‌بخشد.
(فعال كردن قابليت "ايرو گلس" نيازمند كارت گرافيكي و پردازنده قدرتمند است)
‪- ۴‬قابليت جستجوي دسكتاپ: شركت مايكروسافت جستجوگر دسكتاپ بسيار قدرتمندي را در "ويندوز ويستا" گنجانده كه به هيچ وجه با گزينه كند و ناكارامد "جستجو"(‪ (Search‬در "ويندوز اكس‌پي" قابل مقايسه نيست و كاربران مي‌توانند با استفاده از آن با سرعت و دقت بالا در ميان انواع فايلها، ايميل‌ها و مطالب اينترنتي موجود در هارد ديسك رايانه خود و يا شبكه رايانه‌اي مورد استفاده، به جستجوي موارد مورد نظر خود بپردازند.
‪- ۵‬به روزنگاري اينترنتي: "ويندوز ويستا" بر خلاف "ويندوز اكس‌پي" از مرورگر "اينترنت اكسپلورر" براي دانلود به روز نگارها(آپ ديت) استفاده نكرده و خود به يك برنامه به روزنگار مجزا مجهز شده كه نتيجه آن به روز نگاري متمركز و سريعتر ويندوز و برنامه‌هاي جانبي آن است.
‪- ۶‬بهبود قابليتهاي صوتي تصويري: نرم‌افزار "مديا پلير" در "ويندوز ويستا" از ابزار نه چندان محبوبي كه هم‌اكنون در "اكس‌پي" مي‌بينيم، به يك برنامه صوتي و تصويري كامل و جذاب بدل شده‌است. برنامه "ويندوز فوتو گالري"(‪ (Windows Photo Gallery‬سرانجام قابليت مديريت عكسهاي ديجيتالي را به "ويندوز" آورده كه به كمك آن مي‌توان به راحتي عكسها را مديريت، طبقه بندي، ويرايش و چاپ كرد. برنامه "دي وي دي ميكر"(‪ (DVD Maker‬نيز امكانات جالبي را براي ساخت و ويرايش تصاوير ويدئويي در اختيار كاربران "ويستا" قرار مي‌دهد.
‪- ۷‬كنترل دسترسي اطفال: "ويندوز ويستا" به قابليتي مجهز شده كه والدين، معلمان و مسئولان كتابخانه‌ها مي‌توانند از جهات مختلف بر نحوه دسترسي اطفال به رايانه نظارت داشته‌باشند. به كمك اين ويژگي مي‌توان وب سايتهاي خاص را در اينترنت فيلتر كرد، دانلود فايل را محدود نمود، برنامه‌ها و بازي‌هاي رايانه‌اي قابل اجرا در رايانه را مشخص كرد و حتي روز و ساعت دسترسي كودك به رايانه را نيز تعيين نموده و محدود نمود.
‪- ۸‬قابليت پشتيباني از اطلاعات هارد ديسك: زماني كه "ويندوز ‪ "۹۵‬به بازار آمد، رايانه‌هاي شخصي داراي هاردديسكهاي حداكثر ‪ ۳۰۰‬مگابايتي بودند اين درحالي است كه هم‌اكنون رايانه‌هاي جديد داراي هارد ديسكهاي ‪ ۳۰۰‬يا ‪۴۰۰‬ گيگابايتي هستند و به همين علت "ويندوز ويستا" به منظور حفاظت از كاربر در برابر احتمال فاجعه پاك شدن و يا از بين رفتن ناگهاني اين حجم اطلاعات، به قابلت پشتيباني(‪ (Back up‬جديدي مجهز شده و به علاوه ويژگي "سيستم ري‌استور"(‪ (System Restore‬در آن براي بازگرداندن رايانه به بهترين وضعيت قبلي در هر لحظه، بهينه‌سازي شده‌است.
‪- ۹‬به اشتراك‌گذاري هارد ديسكها: "ويندوز ويستا" به توانايي به اشتراك‌گذاري هارد ديسكها(‪ (Peer-to-peer‬مجهز شده كه كاربران گروه‌هاي مشخص شده مي‌توانند با استفاده از آن از طريق اينترنت به تبادل فايل و پيغام ميان يكديگر بپردازند.
‪- ۱۰‬نصب در تنها ‪ ۱۵‬دقيقه! : هرچند نگارشهاي آزمايشي فعلي "ويندوز ويستا" براي نصب شدن روي رايانه همانند "ويندوز اكس‌پي" دست كم به حدود يك ساعت زمان نياز دارند اما مايكروسافت وعده داده‌است نسخه نهايي اين سيستم‌عامل به گونه‌اي طراحي شده كه كاربران مي‌توانند در حدود ‪ ۱۵‬دقيقه آن را روي رايانه خود نصب و راه‌اندازي كنند.
با تمامي اين تفاسير، برخي نكات منفي نيز در "ويندوز ويستا" به چشم مي‌خورند كه اگرچه در مقايسه با نكات مثبت چندان به چشم نمي‌آيند اما توجه به آنها ارزشمند است:
- به خاطر داشته باشيم "ويندوز ويستا" براي عملكرد بهينه نيازمند يك رايانه قدرتمند است و به همين علت كاربران رايانه‌هاي قديمي‌تر بهتر است پيش از نصب آن به فكر ارتقاء رايانه خود باشند.
- "ويندوز ويستا" هنوز به يك نرم‌افزار ضد ويروس متمركز مجهز نشده و شما همچنان مجبور خواهيد بود پس از نصب آن از يك نرم‌افزار آنتي‌ويروس جداگانه براي حفاظت از رايانه خود بهره بگيريد.
- كار كردن با "ويستا" به ويژه با قابليتهاي در ظاهر پيچيده‌اي نظير "فلدرهاي مجازي"(‪ ،(Virtual folders‬اندكي مشكل بوده و تغييرات فراوان در منوي "استارت" ممكن است كاربران نسخه‌هاي قديمي‌تر "ويندوز" را دچار سردرگمي كند.
- مايكروسافت برخي ويژگي‌هاي استاندارد شده در "ويندوز"هاي قبلي را در "ويستا" تغيير داده كه اين امر مي‌تواند سبب نارضايتي كاربران شود. به طور مثال پيش تنظيمات "ويندوز ويستا" به گونه‌اي است كه "ويندوز" به جاي خاموش كردن (شات داون) رايانه، آن را "هايبرنيت" مي‌كند و كاربر مجبور است براي "شات داون" كردن كامل رايانه، پيش تنظيمات "ويندوز ويستا" را تغيير دهد.
- برخي ويژگي‌هايي كه مايكروسافت با تبليغات فراوان به "ويستا" افزوده در واقع نگارشهاي به روز شده ويژگي‌هاي قديمي‌تر هستند. به طور مثال برنامه "ويندوز ميل"(‪ (Windows Mail‬در حقيقت همان "آوت لوك اكسپرس" با تغييرات جزيي است و "ويندوز ديفندر"(‪ (Windows Defender‬نيز همان "مايكروسافت آنتي‌اسپاي‌ور" است كه تنها به روزنگاري شده‌است.
به هر ترتيب، سيستم‌عامل جديد "مايكروسافت" در پاييز سال جاري وارد بازار مي‌شود و با توجه به استفاده بيش از ‪ ۹۰‬درصد رايانه‌هاي شخصي جهان از سيستم‌عامل "ويندوز"، ميليونها كاربر رايانه‌هاي شخصي بايد كم‌كم خود را براي آشنايي با "ويستا" آماده كنند."

با توجه به افزایش روزافزون تعداد کاربران و افزایش میزان توقعات و نیازهای متعدد در آنها شرکت های تولیدی را به این فکر می اندازد تا برای حفظ بازر کار خود تمام توان خود را برای شناسایی این نیازها به کار گیرند. و در این بین برای کاربر مهم تامین نیازهایش می باشد خواه هدف شرکتها سود شخصی باشد خواه کسب رضایت مشتری . ویندوز ویستا می تواند راه موفقیت بیشتری برای مایکروسافت باز کند و آن از طریق افزایش میزان کاربران خود است چرا که با افزایش میزان نظارت خانواده ها بر نحوه استفاده کودکان از کامپیوتر آزادی عمل کودکان و نوجوانان در استفاده از رایانه بالا می رود و آنها نیز می توانند به خیل عظیم کاربران بپیوندند و سود بیشتر صاحبان مایکروسافت را تامین کنند. 
  

 

 
 

  .

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 14:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم اسفند 1385

کلاس فلسفه رسانه های جمعی

وقتی سر کلاس دکتر عاملی میشینی تازه می فهمی که کار دانشجویی یعنی چی؟! تازه میفهمی که معنی و مفهوم رابطه استاد و دانشجو چی میتونه باشه! و در یک کلام اینکه چه بخوای و چه نخوای باید کارهای سهمگین و صعبی که ازت خواسته شده انجام بدی چه دانشجوی بیحوصله ای مثل من باشی که هر وقت می خواد کار انجام بده به اندازه تمام عمرش غر می زنه و حتی تا دم انصراف دادن هم پیش میره! و چه یه دانشجوی پر کار باشی هیچ فرقی نمی کنه باید کار کنی مثلا همین کلاس فلسفه که این ترم افتخار تلمذ در محضر استاد رو دارم آسایش و آرامش رو از زندگی من به یغما برده از صبح تا شب به این فکر می کنم که چه طوری باید از پس این درس بر بیام ! راستش به نظرم کلاس خیلی سختیه..

اما با همه این گلایه ها و غر زدنا باید این حقیقت رو هم خاطر نشان کنم که تو پشت همه این سختی ها منش و علم استاد لذت این سختی ها رو چند برابر میکنه و بهت انگیزه میده تا طاقت بیاری و یاد بگیری و در حد توانت از این کلاس بهره ببری از حق نگذریم دکتر عاملی و محبت های دلگرم کنندش ذهنیت از یک استاد رو برای میشه در ذهن دانشجوهاش حک می کنه و بهشون یاد میده که بعضی از سختی ها چقدر ارزشمندند و مهم.همانطور که محاسن سفید استاد گویای این فداکاریهاست...

با آرزوی طول عمر با عزت برای استاد. 

 

نوشته شده توسط شیلا قاسم خانی در 13:38 |  لینک ثابت   •